برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم
دست نوازش بر سرش میکشم میگویم: «غصه نخور، میگذرد …»
برای دلم، گاهی پدر میشوم
خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی ….»
گاهی هم دوستی میشوم مهربان
دستش را میگیرم میبرمش به باغ رویا …
دلم ، از دست من خسته استــ.....

نظرات شما عزیزان:
+
تاریـــــــخ پنج شنبه 15 تير 1391برچسب:, ساعــــت 14:37نویــــسنده ℳ Ơ ℌ Ⱥ Ԃ 乇 S 乇 ℍ
|